همان طور که گفتم باید ماهی دو روز در شرکت کار داشته باشد و همه کنترلهای آن بصورت نمودار میله ای و داشبورد باشد و نمره ای که در ذهنش به سمتها می دهد و نمره ای که خود سیستم که زیرساختش همان سیستم مدیریت ناب است باید یکی باشد و صادقانه راحت ترین کار باید مربوط  به مدیر کارخانه باشد ولی متاسفانه در شرکت ها مدیر کارخانه تا 6 ماه اصلا نمی داند که باید چکار بکند و هر سمت را چگونه کنترل بکند و کدام سمت ها برای شرکت حائض اهمیت هستند و هر سمت چه مشکلی دارد و خلاصه فقط می گوید شرح وظیفه من این است که همه چیز را امن و امان نشان بدهم و هرگونه تنش را از بین ببرم که مدیرعامل درگیر این تنش ها نشود و مدیرعامل هم چون این تنش ها را نمی بیند، به همه می گوید که این مدیر کارخانه انسان توانمندی است و همه چی گل و بلبل است و با رفتن آن می فهمد که چه بلایی سر کارخانه آمده است و تا آن مدیر کارخانه است حتی هیچ کس جرات نمی کند تا مشکل را بازگو کند.

و بتواند با یک نگاه به داشبوردها بتواند کل عملکرد واحد ها و سمت ها را اندازه گیری بکنید و تمام عملکرد آنها باید به حقوق آنها متصل باشد.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *